![]() |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم آذر 1387ساعت 20:49 توسط عاشق در به در |
|
|
سلام سلام سلام سلام مجدد عرض میکنم خدمت همه دوستای گل و خوبم که همیشه به فکر ما هستن و هیچ وقت ما رو یادشون نمیره و میان سری به ما میزنن . بله درسته من دوباره اومدم و اینبار با تجربه بیشتر اومدم بعد یک سال و خورده ای که نبودم ُ شاید خیلی از شماها میپرسین این یک سال و خورده ای من کجا بودم ؟ بدختی پشت بدبختی من همون موقع که آخرین آپدیتم رو که کردم پسورد وبلاگم رو عوض کردم ولی چون چند دفعه عوضش کردم نفهمیدم آخر کدوم یکیه نتونستم آخر پیداش کنم رفتم تو بلاگفا و ازاونجا خواستم که پیداش کنم میدونید اگه کسی پسورد وبلاگش رو گم کنه باید ایمیل خودش رو بده تا برا ایمیلش پسورد وبلاگش ارسال شه منم آیدی قبلیم رو داده بودم و چون اون ایدیم هم بنا به دلایلی دیگه اون ایدیم رو باز نکردم (سر لجبازی با یکی از دوستام) منم چون تا چندین وقت بازش نکردم پسوردش یادم رفت به خاطر همین اگه به بلاگفا ایمیل میدادم به اون ایدی قبلیم میرفت دیگه نمیشد پسوردش رو پیدا کنم همون موقع ها بود که کنکور هم داشتم نمیتونستم زیاد بیام تو نت باید درس میخوندم کلا داشت یادم میرفت وبلاگم رو باید ماه به ماه آپدیت کنم . تا اینکه امروز تونستم هم پسوردش رو پیدا کنم هم بعد یک سال و خورده ای وبلاگم رو آپدیت کنم. منم سعی میکنم وبلاگم رو مثل قبل ماه به ماه آپدیتش کنم یعنی ماهی ۱ دفعه. راستی از دوستانی که من تو این مدت نبودم ولی اومدن نظر دادن تشکر زیادی میکنم و ایشاالله حتما به وبلاگ شما سری هم میزنم .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:5 توسط عاشق در به در |
|
عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز
دوستان ایدی قبلی من دیگه باز نمیشه ایدی جدید من اینه enrique_bewithyoum |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:51 توسط عاشق در به در |
|
معمولا چیزهایی که بر سر سفره هفت سین میزارن اینان ولی بعضی چیزای دیگه هم میزارن
سبز مي كردند. در كاخ پادشاهان 20 روز پيش از نوروز دوازده ستون از خشت خام بر مي آوردند و بر روي هر يك از انها يكي از غلات را مي كاشتند ، خوب روئيدن هر يك از آنها را به فال نيك مي گرفتند و مي گفتند كه آن دانه در آن سال پر بار خواهد بود. در ششم نوروز آن غلات را مي چيدند و به نشانه بركت و باروري در تالار پخش مي كردند.
جوانه زدن آنها مي شوند ، خوردن اين جوانه هاي بارور سبب نيرومندي و باروري در تمام سال مي گردد.
درخت آن محرك عشق و دلباختگي است كه از مقدمات اصلي تولد و زايندگي است ، پس وجود آن نشانه اي از زايش كيهاني است.
مي دادند. سيب با زايش هم نسبت دارد. بدين صورت كه اغلب درويشي سيبي را از وسط نصف مي كردو نيمي از آن را به زن و نيمه ديگر را به شوهر مي داد. بدين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايي رها مي شد.
بركت و سرشاري در آمد انسان مي گردد. چون زیاد بودن من بقیه رو تو ادامه مطلب گذاشتم ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 21:35 توسط عاشق در به در |
|
|
اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظرت بمونه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 8:21 توسط عاشق در به در |
|
|
الهه ناز
باز ای الهه ناز با دل من بساز کين غم جانگداز برود ز برم گر دل من نياسود از گناه تو بود بيا تا ز سر گنهت گذرم باز ميکنم دست ياری به سويت دراز بيا تا غمه خودرا بارازونياز زخاطر ببرم گرنکندتيرخشمت دلم را هدف به خدا همچون مرغ پرشوروشرر به سويت بپرم انکه او به غمت دلبندت چون من کيست ناز تو بيش از اين بهر چيست تو الهه نازی دربزمم بنشين من تو را وفادارم بيا که جز اين نباشد هنرم اين همه بی وفايی ندارد ثمر به خدا اگر ازمن نگيری خبر نيابی اثرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 7:53 توسط عاشق در به در |
|
|
اگر این اتفاقات برای شما یا برای کس دیگه ای افتاده یا می افته بدونید که عشق اومده دهنتونو سرویس کنه:
1.اگه با صدای چه چه بلبل...جیک جیک گنجشک...قار قار کلاغ یا حتی واق واق سگ بیدار می شید... 2.اگه وقتی از پنجره دود خاور حسن اقا می یاد تو شما یه نفس عمیق می کشید و می گید:به به چه هوای دل انگیزی... 3.اگه زیر بارون که سهله زیر تگرگ(به اندازه توپ بسکتبال) یا سونامی،پیاده روی خودتونو قطع نمی کنید... 4.اگه وقتی توی پارک نشستید و زل زدید به اوج یه درخت؛وقتی به حال خودتون بر می گردید می فهمید که پول شما با بقیه فرق می کنه و 300 سال شما تو توهم بودید(جالبه که بگم اون زمون بازم محمود جون رئیس جمهوره...حالا چه طوری؟خودتون برید تحقیق کنید...) 5.اگه به هر چیزی که نگاه می کنید یه چیزه دیگه برداشت می کنید و یه چیزه دیگه به ذهنتون می یاد(مثلآ به گلابی نگاه می کنید یاد دوست دخترتون می افتید یا به هاون نگاه می کنید یاد دوست پسرتون می افتید-انتی بوی هاش حال کنن-) 6.اگه یک ساعت طول می کشه از دستشویی در بیاین(تعجب نکنید ما هم نفهمیدیم چه ربطی داره...شما هم زیاد زور نزنید اگه نفهمیدین یه لبخند بزنید تا تابلو نشه بعد شماره بعدی رو بخونید و وانمود کنید که می فهمید...) 7.اگه یه روز می رقصید یه روز سینه می زنید(می بینم که امروز دارید بندری می زنید...اخه ادم حسابی کی با اهنگ معین بندری زده که شما دومی شی؟) 8.اگه وقتی اه می کشید دل همه براتون کباب می شه(از خر گرفته تا ماهی حتی ادم)و اه شما داغ دلشون رو تازه می کنه و می زنن زیر گریه،هوا می ره ...نمی دونم تا کجا می ره(ای بابا بازم زدیم تو خاکی که) 9.اگه یه حرف هایی می زنید که نه خودتون می فهمید نه بقیه(یه چیزی تو مایه های مطالب ما) 10.اگه تا اخر این مطلب رو خوندی معلومه که عاشقی(بابا عاشق...بابا خسته...بابا مجروح عشق...بابا اینکاره...بابا شیمیایی شده با گاز لاو...بابا جانباز 99% عشق و عاشقی...بابا حبس کشیده معشوق) من کوچیک و عاشق همه دوستای بن بست خودمون که خیلی شلوغه هستم...دستتون درد نکنه...خدا سایه عشق رو از سر هیچ کدومون کم نکنه
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 11:29 توسط عاشق در به در |
|
|
عشق فرمان داده كه به تو فكر كنم روز و شب زير لبم اسم تو را ذكر كنم ؛ دوستم داشته باش! من به آن مي ارزم كه به من تكيه كني. تو به آن مي ارزي كه گريه بارانم را به تو تقديم كنم ... دوستم داشته باش! من به آن مي ارزم كه در اين قربانگاه تو به دادم برسي، تو نجاتم بدهي از غم بي هم نفسي. دوستم داشته باش ! دوستم داشته باش....!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 15:7 توسط عاشق در به در |
|
|
I Love You Elahe
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 20:13 توسط عاشق در به در |
|
|
پشت پلکام عکس عشق تو رو من نقاشی کردم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 7:29 توسط عاشق در به در |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 14:22 توسط عاشق در به در |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 19:45 توسط عاشق در به در |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 13:59 توسط عاشق در به در |
|
|
خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبه ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند! ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله) ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام! ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!) شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟ ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند! در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!) ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند! ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!! بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:59 توسط عاشق در به در |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:30 توسط عاشق در به در |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ وبلاگیست که به خاطر من (غفار) والهه ساخته شده
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
|
ارتباط با من |
|
|